
زور و بازوی تو، تیغ اَبروی تو قبلهی قلبم شده کعبهی مَهروی تو دل گره خورده به زلف تودرتوی تو قاسم عزیزالله آید از کوی تو عطرِ خوش بوی تو تکیهگاه من شده قامتِ دلجوی تو دل گره خورده به طُرّهی گیسوی تو قاسم عزیزالله دوباره یل آمده نعرهی حیدری از چند محل آمده در پِی ادای یک خیرالعمل آمده بین دشمن همه گفتن اَجل آمده قاسم حسن، ای تو عقیقِ یمن قاسم و قاسم علی، ضربِ تو ازرق شکن قاسم و قاسم قمر، سَروری ای با ثمر قاسم و قاسم حسین، عصمت و ای با جگر قاسم