نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
خدا به حق حضرت زهرا به صدات برکت حسنی عطا کنه
۱۹ تیر ۱۴۰۲

گریه میکنم برات، برای خشکی لبات چقدر دلم تنگ میشه برای پیرهن عزات دستای ما رو زهرا، تو دست تو میزاره شکر خدا مثل تو نیست تو عالم، ولی زیاده آقا شبیه ما (ای کشتهی لب تشنه، از آب فرات محروم عالم به فدای تو، یا سیدنا المظلوم)۲ یا سیدنا المظلوم... میزنه دلم صدات، ای سفینهی نجات یه قطره آبم نرسید، به خشکی روی لبات دلا رو میسوزونه، چشا رو میگریونه، غارت تو جلو چشای زینب، شکسته شد با مرکب، حرمت تو (غارت شدهی گودال، بر روی زمین عریان از آه تو میسوزم، یا سیدنا العطشان)۲ حسین... کشتی نوح نشد منتظر هیچکسی این حسین است که با خود همه را خواهد برد ---- ظاهرا جد اطهرش هم بود پدرش بود مادرش هم بود وقتی افتاد روی گونهی راست بین مقتل برادرش هم بود بی کس و بی پناه از نزدیک سنگ میخورد و خواهرش هم بود خواهرش قبل قاتلش آمد تا نفسهای آخرش هم بود ---- ای کاش شب میشد تمام دشت میخوابید تا عمهام خود را به دست گریه بسپارد ای کاش میدیدی چگونه میدود عمه شاید ستون خیمه را بر پا نگه دارد
1 نظر ثبت شده

خدا به حق حضرت زهرا به صدات برکت حسنی عطا کنه