تصویر حنیف طاهری - خونه‌ی دل دوباره سوت و کوره

خونه‌ی دل دوباره سوت و کوره

[ حنیف طاهری ]
خونه‌ی دل دوباره سوت و کوره
درست مثل اتاق تنگ و تاریک

درسته خیلی وقته دورم از تو
اما به من تویی همیشه نزدیک

دست و پای دلم میون بنده
یه عمره توی زندون گناهم

چشمم به راهه کی میای ملاقات
شب تا سحر خیره به نور ماهم

سنگ سیاه سر راهم به من
عابرای محله پا می‌زنند

فقط تو می‌رسی به داد دلم
بقیه که همیشه جا می‌زنند

درست شبیه نماز مسافر
توبه‌ی من هزار دفعه شکسته

حنام دیگه رنگی نداره اما
دلم امید به بخشش تو بسته

گیر و گرفتاریم برای تو بود
بنده‌ی بی وفا نمی‌خوای خدا

با این‌همه لطف و عطا و کرم 
در خونت گدا نمی‌خوای خدا

از توی بخشنده مدارا و عفو
از من آلوده گناه و خطا

میشه همین الان ببخشی منو
داره شب قدر تموم میشه‌ها

توی رگم عشق علی می‌جوشه
روی دلم خودت نوشتی علی

خاطرمه می‌گفتی روز ازل
عاشقان توان بهشتی علی

تقدیر عاشق علی بهشته
تقدیر دشمن علی عذابه

آتیش حریف خاک نمیشه هرگز
آره بابای من ابوترابه 

وقتی که گنبد علی رو دیدم
از همه‌ی دنیا چشامو بستم

انگاری که سوار ابرا شدم
تا زیر ایوون نجف نشستم

در نزدم خونه‌ی هیچ‌کسی رو
منم گدای علی و بچه‌هاش 

ذکر شب و روز گدا همینه
ای به فدای علی و بچه‌هاش 

خبر رسید بچه‌های علی
قراره که دوباره گریون بشن

باید یه بار دیگه بعد زهرا
بچه‌های علی پریشون بشن

قراره آشفته کنه مصیبت
حال و هوای دختر علی رو

خبر رسیده تیغ ابن ملجم
شکافته تا ابرو سر علی رو

خبر درست از آب دراومد اره
خون زده روی عمامه جوونه

امام حسن بعد مدینه حالا
بابا رو باید برسونه خونه

خبر درسته آخه باز بلنده
از خونه‌ی علی صدای گریه

از دم محراب تا کنار بستر
پر شده از رد و پاهای گریه

یه مادر پهلو شکسته داشتن
حالا یه بابا که سرش شکسته

دل همه شکسته اما بیشتر 
از همه قلب دخترش شکسته

خدا نیاره بازم از یتیمی
گونه‌های حسین مرطوب بشه 

با یتیما ما هم دعا می‌کنیم
خدا کنه حال علی خوب بشه 

*****
****

چه شب‌هایی که نان دادم به سائل‌ها و بشنیدم
که می‌گفتند یا رب از علی برگیر حق ما

نه آن سائل مرا بشناخت در دامان تاریکی
نه من در نزد او کردم برایش نام خود افشا

تو هم دنیا، چو آن سائل مرا نشناختی هرگز
که خون کردی دل خون مرا پیوسته بی پروا

تو بین دشمنان دست توانای مرا بستی
تو حقم را گرفتی و نهادی در کف دنیا

تو فرزند مرا در بین آن دیوار و در کشتی 
تو پیش چشم من، سیلی زدی بر صورت زهرا

*****

آن صبح که وعده داده بود آمده است
شمشیر به فرق او فرود آمده است

برای بستن زخم علی از عرش 
زنی چهره کبود آمده است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حنیف طاهری امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(شهادت‌ها)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد