نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه میشود به سرای فقیر سر بزنی سری به منتظرانت دم سحر بزنی به قلب تو همه خیلی شرر زدیم اما نخواستی که به این قلبها شرر بزنی نشستهام به امید آن زمانی که مسیر رد شدنت را به این گذر بزنی خدا گواهست که ممنون دستهای توایم سر گناه که ما را تو هر قدر بزنی بیا بیا که نیایی ز غصه میمیریم بناست تا چه زمانی دم از سفر بزنی؟ دوباره بوی محرم، دوباره بوی عزا زمان آن شده تا روضه روضه سر بزنی دوباره مادرش از غصه میرود از حال لباس خونی او را به عرش اگر بزنی **** در پیش کوچه بود که ولگرد لعنتی با سنگ زد به آینه، نامرد لعنتی ایستادم به روی پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد