نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چنان زدند به هم روز و روزگار مرا گرفته گریه به دست خودش قرار مرا زن جوان که نباید عصا بدست شود گرفت جور فلک لذت بهار مرا قرار بود که باهم دوباره حج برویم بهم زدن حسودان من و قرار مرا شکسته است غرور علی در این خانه شکسته اند سر یار خانه دار مرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد