
بالا قبرمم حتی گریه نکن یه قطره بباری یه دریا میشم علی نگو انقدر پیش من پا نشو تو قبرم باشم تو بیای پا میشم تو نه سالی که توی خونهت بودم تو نه سالی که دل به عشقت دادم نشد چیزی رو از تو پنهون کنم بجز اینکه تو کوچه گیر افتادم تو کوچه سر من به دیوار خورد تو کوچه حسن بیهوا پیر شد راه خونه رو زهرا گم کرده بود ببخشید علیجان یکم دیر شد بخند تا که دردام کمتر بشه بخند تا که حالم یکم جا بیاد به هیشکی نگفتم قرار بود که همین روزا محسن به دنیا بیاد (ای جمال رشته مشکات نور ای سر خوابیده در کنج تنور گرچه از خاکستر و خون سر زدی میهمان یک شبه خوش آمدی خانهام را کردهای وادی طور آمده زهرا کنار این تنور خصم خنجر بر گلویت میکشید روی دامانم سرت را میکشید)