
(باران ضرر دارد برای یاسِ سالم)۲ حالا چگونه یاس پر پر را بشویَم کَننده درِ خیبر، پس از ثنای خدا شروع کرد به غسل و (بگفت یا زهرا)۳ برای شستن آن جسم نیلی و پر پر فتاد لرزه به دستان فاتح خیبر به ساق عرش ز آهِ دلش زبانه کشید چو دست خویش بر آثار تازیانه کشید همو که داشت به طفلان خود بسی تاکید همو که گفت عزیزان من سکوت کنید کشید دست ز غسل و به ناله و فریاد سرش نهاد به دیوار و از نفس افتاد علی بریده بریده گلایه کرد آغاز که ای همیشه به هر مشکلی مرا دمساز منی که پیش تو یاقوت اشک میسفتم منی که درد دل خویش با تو میگفتم چقدر ناله زدی بهر دست بسته شده ولی نگفتی از این بازوی شکسته شده کارِ تنت زیاد ولی وقت من کم است یک شب برای شستشوی این بدن کم است (من میخ را خودم زده بودم به تختهها) فاطمه آئینه آمدی و ترک خورده میروی حالا برای بردن تو چهار زن کم است ****** من اگر گریه برایت نکنم میمیرم یک شب جمعه هوایت نکنم میمیرم (کس ندانست که تو سوختهای یا زینب)۲ انقدر هست که بوی جگری میآید