نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کنارت آروم اشک میریزم میخوای بری برو عزیزم ولی بدون این مرد تنها میمیره با زخم زبونا به هم میگن زنش رو کُشتیم ... ای زخمی دستِ یهودی تو انقدَر کبود نبودی انگار هنوزم لابلایِ آتیش و دودی انگار تازه محسنت شهید شد یهو همه محاسنت سپید شد امید زینبِ تو ناامید شد (دستت دیگه بالا نمیاد لب میزنی صدا نمیاد) ۲ دنیام دیگه دنیا نمیشه چشمت براچی وا نمیشه **** بنا نبود مگر غمگسار من باشی میان معرکهها ذوالفقار من باشی قرار بود همیشه به من سلام کنی نگاه نیمه تمام خودت تمام کنی بگو چکار کنم حرف پر زدن نزنی **** جدا از بستری الحمدلله همین که در زدم دیدم دوباره خودت پشت دری الحمدلله آنقدر تمرین میکنی با دستهایت تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری بگذار گیسویم به حال خویش باشد اصلاً بیا و فکر کن دختر نداری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد