نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چرا افتاده بین ما جدایی نمیدونم کجای کربلایی منِ زینب خبر از تو ندارم زنِ خولی خبر داره کجایی ***** زینبی که در تمام عمر خود مستور بود دور تا دورش همیشه هالهای از نور بود دیدنش از آرزوهای محال حور بود چشم خورشید از تماشای جمالش کور بود حال بنگر سایهی او بر زمین افتاده است آه پیش این لشکر زمین افتاده است ***** اولیا مخدره غربت اینه سنان با تو همسَفَره اولیا مخدره کی دلش اومد تو رو اسيری ببره اولیا مخدره بمیرم عوض شد صورتت بمیرم شکستن حُرمتت ******* دیگر مرا اُمُّ البنین نخوانید زیرا که من دیگر پسر ندارم صلّی اللهُ علیک یا اباعبدالله...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد