تصویر محمدحسین حدادیان - این همه راه دویدم ز پیِ دلدارم

این همه راه دویدم ز پیِ دلدارم

[ محمدحسین حدادیان ]
این همه راه دویدم ز پی دلدارم
به امّیدی که در این دشت برادر دارم

خیز و نگذار مرا رو به اسیری ببرند
من که از راهی بازار شدن بیزارم

زبونم لال حسین، ته گودال حسین
یه نفر گفت بهت  کَیف أحوال حسین

پدرت ساقی کوثره بهت آب بده بگو بهت آب بده
تشنه‌ای بگو که مادرت بهت آب بده بگو بهت آب بده

تا دلت بخواد نیزه هست حسین
دیدی آخر دل خواهرت شکست حسین

نشستم و شکستم و 
ببین داداش نیزه بریده دستم و

*

به سمت گودال از خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود دیر رسیدم من

به سمت در اومد مغیره با هیزم
ناله‌ی من گم شد تو خنده‌ی مردم

سیلی و مسمار شد اجر جهاد من
صدا زدم فضّه برس به داد من

در روی تو افتاد از روی تو رد شد
تو رو زدند امّا برا علی بد شد

قلاف شمشیر و بازوی یار من
مغیره می‌خنده به ذوالفقار من

با آتیش این در تو سوختی و ساختی
روی من و محسن عباتو انداختی

دلا کجا رفت از این روضه‌ی مادر
عبا می‌شه تابوت برا علی اکبر

کرب‌وبلایی شد دلای زهرایی
چه ارباً اربایی چه ارباً اربایی

بازم یه جا دیگه عبا به کار اومد
حرمله وقتی که تیر سه شعبه زد

علی رو تا خیمه زیر عبا آورد 
رباب همونجا مُرد، رباب همونجا مُرد

حضرت زهرا به این روضه حسّاسه 
تیر خلاص امشب روضه‌ی عبّاسه

چه جوری تا خیمه تو رو بیارم من
اندازه‌ی قدّت عبا ندارم من
***
یک عبا داشتم و خرج علی اکبر شد
با چه از روی زمین جسم تو را بردارم؟

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محمدحسین حدادیان حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد