
غارتزده منم که زِ کف داده صبر را با دست خویش کنده برای تو قبر را غارتزده منم که تو را خاک میکنم تابوت را زِ خون تنت پاک میکنم غارتزده منم عزیزم چه کنم با جنازهاَت ریخته به زمین خون تازهاَت از بدن تجربهی تیر کشیدن دارم ولی این تیر سه شعبهست هستِ مرا بگیر ولی گریه را نگیر ای بزرگترین ثروت من حسین