نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چرا افتاده بین ما جدایی نمیدونم کجای کربلایی منِ زینب خبر از تو ندارم زنِ خولی خبر داره کجایی غم عشقت بیابون پرورُم کرد هوای وصل بیبال و پَرُم کرد به ما گفتی صبوری کن صبوری *** من زینبِ صبورِ تو بودم، ولی حسین هنگام قتلِ صبر تو، صبرم تمام شد *** ای احترام واجبِ زینب دَمِ غروب عریان شدی و
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد