
جمعیتی که بود به گودال جا نشد یکی دو تا زدن ولی (سر جدا نشد)2 مادرتم ته گودالم و بالاسرتم قنفذ از راه از آن لحظه که آمد میزد جای هرکس که در آن روز نمیزد، میزد وای از دست مغیره، چقدر بد میزد تازه میکرد نفس را و مجدد میزد صورتم رو به کربلا میکنم از ته دل تو رو صدا میکنم نمازم رو به گنبد و حرم پیکر بیسر اقتدا میکنم سلام آقا که الان روبروتونم من اینجام و زیارتنامه میخونم حسینجانم السلام علیک یا عطشان چه بلایی سر لبت آمد تا منو تو به وصل هم برسیم جان به لبهای زینبت آمد حسین به زخم تنت روی ریگ بیابان به اشک دل و سوز و آه یتیمان خدایا از این غم چه چاره کنم حسینجان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقه خاتم حسین جانم، ای حسین جان خداحافظ ای برادر زینب به خون غلتان در برابر زینب هرچه او بیشتر نفس میزد بیشتر میزدند زینب را زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد