نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گفتم که فراغ را نبینم، دیدم آمد به سرم از آنچه میترسیدم چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن، به خدا میسپارمت محکم میزدند، یکی دوتا نبودن چند نفر با هم میزدند حسین....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد