گفتم که فراغ را نبینم، دیدم
محمدحسین حدادیانپسندیدن10
بازدید4.5K
گفتم که فراغ را نبینم، دیدم آمد به سرم از آنچه میترسیدم چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن، به خدا میسپارمت محکم میزدند، یکی دوتا نبودن چند نفر با هم میزدند حسین....
محمدحسین حدادیانگفتم که فراغ را نبینم، دیدم آمد به سرم از آنچه میترسیدم چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن، به خدا میسپارمت محکم میزدند، یکی دوتا نبودن چند نفر با هم میزدند حسین....