نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به زخم تنت روی ریگ بیابان به اشک دل و سوز و آه یتیمان خدایا از این غم چه چاره کنم خداحافظ اِی برادر زینب به خون غلتان در برابر زینب خداحافظ اِی حسین جان به شهر شام در هجوم نظرها کُنَد خنده، دشمنت به دل ما حسین جانم اِی حسین جان حسین جان اِی آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم حسین جانم ای حسین جان از سَر نِی حرف میزنه نگاه تو با دل من تو به این نیزهدار بگو دور نشه از مَحمل من دل زینب تو موهات خونه کرده زلف تو رو چه کسی شونه کرده بعد از تو حسین یه زن تنها و مُضطرم شده خیمه سوخته مَعجَرَم من از قاتلت تا چهل روز سیلی میخورم زیر دست و پاشه چادرم **** سلام آقا که الان روبروتونم من اینجام و زیارتنامه میخونم **** درد اگر از توست درمان نمیخواهم **** به آفتاب سپردم که پیراهن به تنت نیست به خاک گفتم اگر شد تنت بپوشاند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد