
از تهِ دل تو رو صدا میکنم نمازم رو به گنبد و حرمِ پیکرِ بیسر اقتدا میکنم از سرِ نِی حرف میزنه، نگاه تو با دل من تو به این نیزهدار بگو، دور نشه از مَحمل من دلِ زینب تو موهات خونه کرده زلف تو رو چه کسی شونه کرده؟ یادشبهخیر، موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر چرا خاطرات من **** حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم کنار تن بیسرت کاسهی آب گذاشتم، یا مظلوم تاحالا، از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت، یا مظلوم **** بیمَحمل بردنم دستای بسته چهل منزل بردنم چند تا بیمروّتِ قاتل بردنم **** وقتی رسید قافله در مجلس یزید بالا گرفت غائله در مجلس یزید داغِ رباب تازه شد آن لحظهای که دید بالا نشسته حرمله در مجلس یزید **** در ورود شام از شمر لعین کرد خواهش اُمّ کلثومِ حزین خواهی اَر ما را بَری در شهر شام از مسیری بَر که نبوَد ازدحام آن جنایتپیشه، آن خصمِ رسول بر خلاف گفتهی دخت بتول بُرد از دروازهی ساعاتشان داد خبثِ طینت خود را نشان ریختند از هر طرف زنهای شام آتش و خاکستر از بالای بام یک نفر بر نیزهدار انعام داد **** منتظرم باش، اُمّ حبیبه تو شهرِ حیدر، زینب غریبه یه سرِ طناب بازوی من و یه طرف گردن زینالعابدین دعا کن برا رقیه دخترت وقتی از رو ناقه میخوره زمین