میان خون چو لاله چون شکفتم

میان خون چو لاله چون شکفتم

[ محمدحسین حدادیان ]
میان خون، چو لاله چون شکفتم
صدای پای زهرا را شنفتم

امیر خویش را خواندم برادر
حلالم کن، به تو خواهر نگفتم

مرا تا گشت خون و خاک بستر
مرا فرزند خود تا خوانْد مادر

تمام قوّتم را جمع کردم
فقط یک ناله شد، آن هم برادر
****
منِ پرده‌نشین را، محمل بی‌پرده‌ای دادند
به هر جا که گذر کردم، چقد از رهگذر خوردم

چه کاری بر می‌آمد از برادر‌مرده‌ای چون من
فقط زانو بغل کردم، فقط خون جگر خوردم

نمی‌دانم تو می‌دانی، که جایی را نمی‌بینم
غروبی داشتم می‌رفتم از خانه، به دَر خوردم

منی که سایه‌اَم را، مردم کوچه نمی‌دیدند
منی که شش برادر داشتم، حالا نظر خوردم

دلیل تازیانه خوردن ما، گریه‌ی ما بود
زِ طفلان بیشتر گریان شدم، پس بیشتر خوردم
****
تو و پیراهن پاره، منو این چادر پاره
تو سنگ از صد نفر خوردی، من از صدها نفر خوردم

از حرم رفت و روز من شب شد
گریه کردن نصیب زینب شد

آنقدر نیزه رفت و آمد کرد
بدن شاه، نامرتب شد

چه نامرتب
بریده شد گلوی تو بمیره زینب

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه محمدحسین حدادیان امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محمدحسین حدادیان

نظرات