هنوز برای من سواله چهطور یه دخترِ سهساله شبا تو تاریکیِ صحرا خوابیده روی خار و خاکا وقتی که زجر اومد سراغش نگم چهطور بلند شد از جا نگم چهجوری داشت هواشو اصلا بلند نکرد صداشو کی میگه که تو راه برگشت کشید موهاشو فقط دیدن که جون به تن نداره یه جای سالم به بدن نداره کسی نگفت یتیم زدن نداره حسین...