نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه روز میبینی با بغضِ گلوم میگم به عموم کشیدی گوشم رو تو هجوم میگم به عموم با چوب رو لبام زدی روبهروم میگم به عموم میگم به عموم که خیلی بدی تو میگم به عموم منو میزدی تو میگم به عموم برام سر آوردی میگم به عموم که معجرمو بردی یه روز میبینی از آبلههام میگم به بابام میگفتی که گوش وارت رو میخوام میگم به بابام کشوندی ما رو تو بازارِ شام میگم به بابام میگم به بابام چهجوری رسیدی میگم به بابام موهامو کشیدی میگم به بابام یتیم گیرآوردی میگم به بابام پیاده میبردی نخور جلو چشمِ بچهها آب میبینه رباب سر علی رو نبند با طناب میبینه رباب سرش رو نیار تو بزمِ شراب میبینه رباب ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد