
الا که بدتر از من، تو بندهای نداری ببین آمده امشب، خدا عبد فراری رسیده شب سوم، شب گریه و ناله نظر کن به دل من، به زهرای سه ساله الهی به رقیه... مرا به رحمت خود، بده خدا پناهم نبین گناه من را، ببین گریه و آهم مرا مزن به چوب، عقوبتت خدایا قسم به آن یتیم، کتک خورده به صحرا الهی به رقیه... خدا گوشهی ویران، شده محشر کبری به مهمانی دختر، نشسته سر بابا الهی به رقیه...