نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نگفتی من دلدارم، رفتی نگفتی دختر داری، رفتی بدون اینکه بارِ غم رو از رو دلم برداری، رفتی حالا من بدون تو کجا برم حالا من بدون تو چیکار کنم اونقدر گریه میکنم که نیمه شب از خواب ناز سرتو بیدار کنم های، های، های، دلم بابا وای، وای، وای، سرم بابا از بس زدنم، کمرم بابا ندیدی ما رو روی ناقه دیدم رها شد موهات در باد سرم رو پای عمه بود که از روی نیزه سرِ تو افتاد کاش میشد سرتو رو بغل کنم کاش میشد سرتو رو رها کنه بابا کی دلش اومد که اینجوری رگهای گردنت رو جدا کنه های، های، های، سرت خونی وای وای وای، سرم خونی گفتی که میریم به یه مهمونی یادم نمیره دشمن میگفت بالای نی دیدی باباتو روی نیزه دیدم چشمات وا بود هیچکی نبود ببنده چشماتو میدیدی که بچههات تو دست و پا میدیدی که بچههات تو آتیشن میدیدی رو خارهای بیابونا دارن دخترات رو بابا میکشن های، های، های، کجا رفتی وای، وای، وای، چرا رفتی دیدم که توی طشتِ طلا رفتی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد