نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قدم خمیده برنگشتی موم سفیده برنگشتی رفتی سفر اما تا حالا حنجر بریده برنگشتی درد و دل زیاد نکردیم با هم من و تو یه کوهِ دردیم با هم دست نداری که منو ناز کنی پا نداری که بگردیم با هم نیاوردم به روت اما نمیشه بمونم تا ابد تنها، نمیشه تو نیستی پس منم از دنیا میرم سرِ خونی برام بابا نمیشه چهل منزل، دست قاتل بودی برگشتی حیف، ای کاش کامل بودی توی بازار بَرده فروشا ما بودیم اما تو نبودی دندونای شیریمو شکستن پیرمردای مست یهودی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد