نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمونده از من، گوش و گوشواره برای من از همه جا داره میباره حرف کنیزی میزنه یکی بی عمو شدن خب این حرفارم داره غارتم کردن، نگفتن تاج سر داره رومو گرفتم، اینا نگن معجر نداره پدری داشتم از ماه فلک زیباتر پدری یک سر و گردن ز همه بالاتر زینت دوش نبی، از همه بی همتاتر سید اهل بهشت از دو جهان آقاتر یوسف از جمله مریدان سر بازارش هرکجا هست خدایا به سلامت دارش تاب یک آه ندارم پدرم میداند این خرابهاست مزارم پدرم میدانم نه که من بی کس و کارم پدرم میداند لطمه خورده به وقارم پدرم میداند پلکم افتاده بیناییام از دست رفت موی من سوخت و زیباییام از دست رفت مگر این گیسوی من بافته و بسته نبود مثل من هیچ کسی ابروی پیوسته نبود شانهی ماه مگر جای منِ خسته نبود غیر من هیچ در این قافله در این گلدسته نبود خوب شد زخم تنم پر ز نمک شد حالا دل این مردم بی رحم خنک شد حالا آتش خیمه برای تو نه دردانه گذاشت نه برای تو سُم اسب لب و چانه گذاشت روی دست تو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد