نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گونه هایِ دخترت، ترك خورده زخمِ قلبِ من پدر، نمك خورده جانِ من، به لب رسیده خسته ام، قدم خمیده در این سفر بابا 2 جایت خالی بازارِ كوفه كوچه هایِ دشوارِ كوفه رویِ سرم بابا می بارید سنگ از در و دیوارِ كوفه مثلِ زهرا، هی تلاطم كرده ام رویِ نیزه، هی تو را گُم كرده ام اما بابا، آبروتو خریدم پیشِ عمه، هی تبسم كرده ام مثل این كه آخرش، عمو فهمید از رو نیزه روی سُرخم و می دید گریه ی، عمو رو دیدم آب شدم، رو خاك چكیدم شبیه اشك تو 2 خیمه ی ما رو غارت كردن گوشواره هارو قیمت كردن گهواره رو هم بردن اما خیال ما رو راحت كردن بابا، بابا، مُردم از دوری بابا بابا، بابا، تا كِی صبوری بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد