نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غروبا تنها دم ویرونه، غریبونه می گم با گریه، كه دنیا این، جور نمی مونه یه روزی پایان می رسه، غم های من می بینید از راه می رسه، بابای من می آره مرهم برای، زخمای من می آد و سوغات برای من، میاره یه چادر رنگی و یه كفش، یك گوشواره موهامو شونه می زنه، باز، دوباره (بابا بابا بابا حسین بابا بابا) 3 سلام ای سر، ای سرِ زخمی، ای سر بابا صفا دادی ویرونه رو، اومدی اینجا دلم رو بردی با سرت، بابا، بابا كجا رفتی بی دخترت، بابا، بابا منم مدیون خواهرت، بابا، بابا چهل منزل بی بال و پر، سخته، بابا چهل منزل بی تو سفر، سخته، بابا سفر با دشمن ای پدر، سخته، بابا (بابا بابا بابا حسین بابا بابا) 3 نمی شناسی، دختری رو كه، صورت كبوده همون كه روزی توی گوشش، گوشواره بوده خیالی مونده از تنم، بابا، بابا می لرزه از ضعف بدنم، بابا، بابا ببین كه سوخته دامنم، بابا، بابا ببین جسم دخترِ تو، چه رنگینه ببین چشم دخترِ تو، نمی بینه ببین گوشم از ضرب سیلی سنگینه (بابا بابا بابا حسین بابا بابا) 3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد