نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چه عجب صفاي خونه، پر زدي به اين ويرونه خيلي وقت بود كه دل من، داشت براي تو بهونه اي هلال عمه زينب، هنوز خاكستري هستي زينت دوش پيمبر تو طبق بستري هستي بابائي، باباي خوبم *** آرزوم بود كه بشينم، لحظهاي رو دومن تو دستامو حلقه كنم من، باز به دور گردن تو ميدونم كه ديگه بايد، تو اين آرزو بميرم آخه هيچ جوري نميشه، سر تو بغل بگيرم (آنقدر زخم به پيكر دارم نتوانم سر تو بردارم) ملكالموت گله از اين، دنيا بردنم نداره دخترت جوني براي، جون سپردنم نداره هرچي جون داشت به تن من، دست تازيانه برده خيلي وقته دختر تو، جز كتك هيچي نخورده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد