
مسلمم غریب و تنهایم سفیرِ زادهی زهرایم من از غصّه و غم پُر دردم میان کوچهها میگردم بین این مردمِ نامردم شده پُر خون همه اعضایم (مسلمم غریب و تنهایم)۲ (سفیرِ زادهی زهرایم)۲ **** شکر حق شدم پُر آوازه ریزد از تنم خون تازه سرم آویزهی دروازه حسین است امیر و مولایم (مسلمم غریب و تنهایم)۲ (سفیرِ زادهی زهرایم)۲ **** شکر حق که بالای دارم فقط یک غصّه در دل دارم به فکر زینب و بازارم یاد ماجرای فردایم (مسلمم غریب و تنهایم)۲ (سفیرِ زادهی زهرایم)۲ **** بین کوفه شدم آواره تنم زخمی، لبانم پاره مسلم از تو یک خواهش داره میا کوفه تو ای آقایم (مسلمم غریب و تنهایم)۲ (سفیرِ زادهی زهرایم)۲ **** نقشهها برای تو دارن به تزیین شهر و بازارن دشمن حیدر کرّارن منم دلواپس مولایم (مسلمم غریب و تنهایم)۲ (سفیرِ زادهی زهرایم)۲