((مرا کرده عشقت عموجان، دچارت) 2 رسیدم که شاید بیایم به کارَت توکه سایهات، چون پدر بر سرَم بود (بُوَد بیوفایی، نمانم کنارت) 2) 2 (آه، به خون غلطانِ شاه رسیده عبدالله کنارت مهمان است) 2 (آه، دمِ پرواز تو منم سربازِ تو به قربانت جانم) 2 (درد من، هستی و درمانم پای عشقت عمو، میمانم ای به قربان تو، دستانم (ای عمو، ای عمو، ای جانم...)