نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ماه محرّم آمد، دلها شده عاشورایی مثل شهیدان باشیم، سر تا پا کربلایی عهد میبندیم از این پس، رنگِ دنیا نگیریم عاشورایی بمانیم، عاشورایی بمیریم میخوانم هر شب، با چشمِ گریان سلام علی، شهید العطشان (سالار زینب)4 *** بیزره، بیشمشیرم، امّا مردِ میدانم پشتِ دشمن میلرزد، وقتی رجز میخوانم لا افارق و عمّی، باشد ذکرِ شعارم هرگز مولای خود را، تنها نمیگذارم در سینه دارم، عشق ثاراالله قربانِ جانش، جان عبدالله (سالار زینب)4 *** من که در رگهای خود، خونِ مجتبی دارم چون قاسم شوقِ مردن، در راه مولا دارم گشته خشمی شرربار، شعلهور در نگاهم بین انبوه لشگر، یک تنه یک سپاهم شکرِ خدا که، دستم سپر شد تا از عمویم، رفعِ خطر شد (سالار زینب)4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد