امیدِ، یتیما، نبینم از پا افتادی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید5.5K
امیدِ، یتیما، نبینم از پا افتادی كه گفته، عمو جان، غریب و تنها افتادی یك نگاهی، به من و بابایم كن مثل قاسم، خرج عاشورایم كن زائر زهرایم كن حسین، عمو حسین 3 منم كه، به راهت، گذشتم از بود و هستم الهی، بیفتَد، به پای تو هر دو دستم بازویم شد، قلم و خونم جوهر نام خود را، می نویسم در دفتر آخرین یار رهبر حسین، عمو حسین 3 سه شعبه، رسید و، فضای روضه سنگین شد ز خونِ، گلویم، محاسن تو رنگین شد چون شهادت، سرنوشت دلخواه است سینه ی تو، بهترین قربانگاه است مقتل عبدالله است حسین، عمو حسین 3