آمده ام تا بدهم جان ، من در راهت

آمده ام تا بدهم جان ، من در راهت

[ حاج محمدرضا طاهری ]
آمده ام تا بدهم جان ، من در راهت ...
می دود از خیمه به سویت عبدالله ات ...
وای وای ؛ زخمی و بی حالی ...
در ته گودالی تشنه و خسته ...
وای وای ؛ خون شده آن پیکر ...
شمر سیه دل بر سینه نشسته ...
غرق به خون ، تن تو به خاک بیابان ...
تشنه لب ، ای عمو جان ...
نیزه به جسم تو نگیرد تا هستم من ...
در ره تو مثل عمویم بی دستم من ...
وای وای ؛ پیروهنت خونی ...
شد دهنت خونی تا که سنان زد ...
خورده سنگ به ابرویت ...
وای ز پهلویت خون فوران زد ...
از تن زخمی ات رفته خون فراوان ...
تشنه لب ، ای عمو جان ...
وقت خداحافظی من دیگر آمد ...
عمه تماشا نکند کاش ، خنجر آمد ...
وای وای ؛ خنجر او ، ای وای ...
زیر گلو ای وای ؛ کار تمام است ...
وای وای جدا شود این سر ...
دشمن ما دیگر فکر خیام است ...
جسم مرمل بدماء تو عریان ...
تشنه لب ، ای عمو جان ...

پربازدید‌ترین‌های نوحه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات