نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رسانده خود را به قتلگاه و گرفته بر کف جانِ خود را رسیده تا در، تلاطم خون نشان دهد ایمانِ خود را ببین که باک از، خطر ندارد به غیر دستش، سپر ندارد 2 او هم فدای راهِ خدا شد مثل ابالفضل دستش جدا شد "سالار زینب" *** سلام یاسین سلام طاها به ماهِ بر روی نیزه ها سلام حیدر، سلام زهرا به سینهزنهای عاشورا نوایی از عرش، در عالمین است نوای نُوحُوا عَلَی الحُسین است 2 ما سربازانِ کربلا هستیم عهد و پیمان با ثارالله بستیم "سالار زینب" *** میانِ میدان، شکفته هر آن حماسه ای در چشمان او شده شعار دلش، که والله جدا نمیگردم از عمو دفاع از دین، شده پیامش شده فدای ره امامش 2 در کربلای بلا عبدالله شد جانثارِ اباعبدالله "سالار زینب" ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد