نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كاروانی كه اسمش، كاروان بهشته فرش مسیرشونه، بال و پر فرشته صوتِ، جرس داره میخونه این قافله غریق خونه گریون، چشمای آسمونه ارباب، پا به زمین میذاره صحرا، پوشیده از غباره حسِ، شوم جدایی داره دسته ی هاشمیون، همه سوار مركب حلقه زدند به دورِ، محمل عمه زینب اشكِ، خواهش چشم خواهر نم نم، می ریزه زیر معجر داره، دلشوره ی برادر گرگا، دور و بر كویرن تشنه، به خون این عشیرن آخر، تو رو ازم می گیرن اگه بمونی اینجا خواهر تو می بینه چه گونه گرد غربت رو صورتت می شینه داره، یوسف ما تماشا وقتی، گرگای شوم صحرا جمعند، دور عزیز زهرا چشمات، می بینه بین اشكا مونده، روجسم ارباٌ اربا ردِّ، هجوم نعل اسبا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد