به شور و نوا كاروان خدا
حاج حسن خلجپسندیدن1
بازدید800+
به شور و نوا كاروان خدا رسیده به صحرای كرببلا حسادت كند آسمان بر زمین شده این زمین فخر عرش بَرین بود قبله ی قلب اهل یقین چو شه پای خود بر زمین می نهد به صحرا نسیم عزا می وزد عزای شهنشاه دنیا و دین بود قبله ی قلب اهل یقین به یك باره در سینه غوغا كنی چو در كربلا خیمه برپا كنی نزن جان زینب در این جا علم دهد خاك این سرزمین بوی غم و از غصه آزرده گشته دلم جدا گردد این جا دل از دلبرم و از كف رود دست آب آورم كه داغ پیاپی رسد دم به دم به شور و نوا كاروان خدا رسیده به صحرای كرببلا شنیده ام سخنی خوش كه پیر كنعان گفت فراق یار نه آن می كند كه بتوان گفت حدیث حول قیامت كه گفت واعظ شهر حكایتیست كه از روزگار هجران گفت