نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با احتیاط لاله ی ما را پیاده كن عباس جان سه ساله ی ما را پیاده كن با احتیاط بار حرم را زمین بنه زانو بزن وقار حرم را زمین بنه با احتیاط تا كه نیفتد ستاره ای می ترسم آن كه گیر كند گوشواره ای چشم مخدّرات به سمت نگاه تو دوشیزگان محترمه در پناه تو از این به بعد ماه حرم آفتاب باش عباس جان مراقب این با حجاب باش این دختران من كه بیابان ندیده اند در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند یك لحظه هم ز خیمه طفلان جدا نشو جان رباب از دم گهواره پا نشو تو هستی و اهالی این خیمه راحتند در زیر سایه ات همه در استراحتند تو هستی و به روز حرم شب نمی رسد چشم كسی به سایه زینب نمی رسد یك عده یوسف اند و یك عده مریم اند احساس می كنم همه دلواپس هم اند احساس می كنم كه جوابم نمی دهند با آب آب گفتنم آبم نمی دهند اول مرا به نیزه ای از حال می برند بعداً كشان كشان ته گودال می برند راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست از سنگ ها شكستن دندانم آرزوست باید به روی نی سر من نیز رو شود تا كه مقام خواهر من نیز رو شود جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا این جام را الست گرفتیم ما دو تا می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم از آن همه رسید پسر دادنش به من تشنه كنار علقمه سر دادنش به من از آن همه به خواهر من ماتمش رسید وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد