رخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی

رخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی

[ علی اکبر زادفرج ]
رخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست، بَه چه شاخه نباتی

بدون چشمه‌ی لعلش، نبود در همه عالم
نه چشمه‌ای نه قناتی، نه دجله‌ای نه فراتی

دمیده بر سر دنیا، چه آفتاب بلندی
نشسته در شب لیلا، چه ماه با برکاتی

قدش چه سرو بلندی، چه گیسویی چه کمندی
چه مرتضی وجناتی، چه مصطفی سکناتی

چه دلبری چه دلیری، چه بی مثال و نظیری
چه یوسفی چه عزیزی، چه ماورای صفاتی

حواس قافله رفته‌ست، در صدای اذانش
هلا چه حی علایی، چه عجلوا به صلاتی

حسین با پسرش، رد شدند از غزل من
پسر چه ماه جمیلی، پدر چه باب نجاتی

چه روزها که به لیلا گذشت رفتی و می‌گفت
مَضَی الزمانُ وَ قلبی یَقولُ إنَّکَ لا تأتی

*******

بلند بالا نیک سیرت چنان پیمبر علی اکبر
به خلق و خُلق و به صوت و منطق نبی دیگر علی اکبر

رسول صورت بتول عصمت، علی شجاعت حسن سخاوت
حسین هیبت چو گل فضائل، یل دلاور علی‌اکبر

به کربلا گر که زائر آید، همیشه پایین پاست مقصد
که با وجود تو شد ضریح حسین شش در علی‌اکبر

ستاره‌ی بی بدیل لیلا، برای شادی دلیل لیلا
علیک قولً ثَقیل لیلا، عزیز مادر علی‌اکبر 

چه دارم از تو برای گفتن، حدیث حُسن تو وِرد دشمن
ولی نبودی ولی نداری، کم از برادر علی‌اکبر 

به صبح و ظهر و به عصر و مغرب حسین امام و تویی مکبر
پس از شمایان نماز هم می‌شود مکدر علی‌اکبر 

چه گویم از شرح ارباً اربا که دیده‌ام در تمام صحرا
علی‌اکبر علی‌اکبر علی اکبر علی اکبر

*******

نمک زندگی من پسرم بود ولی
نمک زندگی‌ام را به زمین پاشیدند

خواستم جمع کنم زندگی‌ام را از خاک
دسته جمعی به من و گشتن من خندیدند

مجلس ختم گرفتیم کنار بدنت 
عوض فاتحه خوانی همگی رقصیدند

******

دید من کم شده و دور و برت می‌گردم
بین اعضای تو دنبال سرت می‌گردم

به تنت هفت قدم مانده به سر افتادم
یاد مادر که سرش خورد به در افتادم

بر پدر مشکل اگر تا به حرم بردن توست
عمه از خیمه برون آمدنش گردن توست

******

همه تقصیر توست سمت حرم کل کشیدند و بعد خندیدند
بعد پنجاه و چند سال اینجا عاقبت قد عمه را دیدند

******

بر لبان حرمله دیدم تبسم آمده
اولین بار است زینب بین مردم امده

غیر از این روضه کلامی قاتل سادات نیست
جای زینب بر در دروازه‌ی ساعات نیست

دیر آذین بسته شد این شهر خیلی دیر شد
بر در دروازه‌ی ساعات زینب پیر شد

(عمه‌جانم عمه‌جانم عمه‌جان قد کمانم)

******

خودمو تو کوچه‌ها می‌کشونم
دخترت رو روی پاهام می‌نشونم

سر پیری به چه روزی افتادم
موهامو با آستینم...

(عمه جانم عمه‌جانم عمه‌جان قدکمانم)

******

همش از کینه‌ی مولا آب می‌خورد
خواهرت طعنه‌ی بی حساب می‌خورد

حق بده اگه خودم را می‌زنم 
خیزران میزد و هی شراب می‌خورد

******

ندیده دیده‌ی تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت

چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی هم تراز عصمت داشت

چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت

چه بانویی که به حد کمال در همه حال
اراده داشت وفا داشت عزم و همت داشت

چه بانویی که به هنگامه‌ی اسارت هم
وقار داشت حیا داشت شرم و عفت داشت

درست آنگونه که زهرا سفارش کرد بود
با هزاران درد درمان هزاران درد بود

کربلا تا شام ثابت کرد زینب بر همه
می‌توان چادر به سر هم مردتر از مرد بود

آتش گرفت معجر من سوخت موی من
اما حجاب از سر من کم نشد حسین

هرچند قد و قامت من خم شده ولی
در مجلس یزید سرم خم نشد حسین

هر کس شهید شد ز کرامات زینب است

******

وقتی که رفت معجر زینب کبود بود
وقتی رسید گیسویش اما سپید بود

وقتی که رفت کوه مصیبت به شانه داشت
وقتی رسید مثل همیشه رشید بود

این بی عقیدگی‌ست بگویم وفات کرد
ام‌المصائب است و یقیناً شهیده بود

تاریخ شاهد است همان خطبه‌های او
تنها دلیل مرگ زمام یزید بود

جای تمام دخترکان تازیانه خورد
طوری که زنده ماندن زینب بعید بود

خورشیدوار از افق نور می‌دمید
صبح سفید شام ستم را سیاه کرد

از جنس فاطمه‌ست بیابان کوفه را
بر روی بال‌های ملک طی راه کرد

آن شب اگر نبود امامت تمام بود
خود را پناه حجت بی‌سرپناه کرد

پربازدید ترین شعر مدح علی اکبر زادفرج محرم و صفر حضرت علی اکبر (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر حضرت علی اکبر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اکبر (ع)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات