
شکستم آروم آروم، طاقت نداره زانوم روی زمین نشستم ای گل یاس پر پر، بعد علی اکبر بودی عصای دستم تو ازدحام مرکبا چیزی نمونده از تنت برات بمیرم گل من، پر از هلاله بدنت ای یادگار حسنم قاسم قاسم قاسم... با زخمای تن تو برای موندن تو نمونده هیچ امیدی باور نداره زینب که زیر نَعل مَرکب این همه قد کشیدی چشم و چراغ خیمهها تو یادگار حسنی خیلی شبیه پدرت رو خاکا پر پر میزنی ای یادگار حسنم قاسم قاسم قاسم... جسم تو رو که دیدم آهی ز دل کشیدم قلبم شد پر اندوه ماهِ برادرِ من، شبیه مادر من شد سینهی تو مجروح با قامتی شکستهتر میبرمت سمت حرم اما میگم زیر لبم وای مادرم وای مادرم وای مادرم وای مادرم...