تصویر مسعود پیرایش - سلام ای عزیزم

سلام ای عزیزم

[ مسعود پیرایش ]
سلام ای عزیزم سلام ای امیدم 
یه چند روزی می‌شه چشات و ندیدم

 ای عزیز دلم کی چشات و دَریده
 ای عزیز دلم کی موهات و کشیده
ای عزیز دلم کی لباتو بریده

یه‌کم شونه کردم با دستام موهاتو
دیگه گرچه مویی نمونده برا تو

نبودی یه شب تو بیابون سرد
من و روی خاکا کشیدن به زور

موی من به آتیش خیمه گرفت
ولی موی تو سوخته بین تنور

اگه این نفس‌هام بالا بیاد
میگم از شبای پریشون من

می‌گم چی آوردن سر دخترت
با اون سیلی افتاده دندون من

نمی‌بینه هیچ‌کس دیگه خنده‌هامو
یکی با لگدهاش شکست دنده‌هامو

روی زخمای دلم نمک زدن
منو هم غاصبای فدک زدن

سرم رو شکستن فدای سر تو
قد من خمیده مثل مادر تو

چقدر روی نیزه شکسته شدی
بگو چی سر حنجرت اومده

الهی بمیرم برا این لبا
بگو کی با نیزه رگاتو زده

دیدی دختراتو تو بزم شراب
چقدر زخم خوردن با چشمای هیز

ما که نسلمون نسل پیغمبره
چرا پس به ماها می‌گفتن کنیز

کمک از ذکر مقدس می‌گیرم
جونمو برات سر دست می‌گیرم

آخرش آوردنت پیش خودم
گفته بودم سرت رو پس می‌گیرم

دو سه سالگی قَدَم شکسته شد
چشامم از فَرط کبودی بسته شد

اما واستادم تو روی زَجر لعنتی
اون‌قدر زد منو تا که خسته ‌شد

ای عزیز دلم ای بابای شهیدم
ای عزیز دلم چه غم‌هایی که دیدم
ای عزیز دلم به‌خدا که بریدم

بابا کجا بودی وقتی بی‌قرار شدم
مرکبای بی‌جهاز سوار شدم

قد چند لحظه رو ناقه خوابیدم
وسط بیابونا بیدار شدم

اصلا رقیه نه تو بگو دختر خودت
یک شب میان کوچه بخوابد چه می‌کنی 

امشبی را پدرم در بغلم مهمان است
مکن ای صبح طلوع

صبح فردا بدنم خاک در این ویرانس
مکن ای صبح طلوع

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های مسعود پیرایش

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد