سِرّ مستور رفت در بازار
حاج مهدی سلحشورپسندیدن19
بازدید14.8K
سِرّ مستور رفت در بازار شد لگدمال حُرمت زینب حرمله با رباب همقدماند آب شد کوه غیرتِ زینب دَخَلَت زینبُ عَلی ابنُ زیاد کشت ما را مصیبت زینب **** بند آمده راه نفس از بغض گلویم بگذار بگریم کمی از شام بگویم مردان همه وحشی و زنان هندِ جگرخوار اولاد پیمبر وسط کوچه و بازار وقتی تو شدی کافر و این قوم مسلمان بر نیزه شکستند سرِ قاریِ قرآن