نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آه الشّام تو همین جمله خلاصه شد دردام روضهی بازه منه نگاه از بام دَمِ دروازه رسیدیم حسین جرعه جرعه غم چشیدیم حسین ما که خانوادهی عصمتیم حرفای بدی شنیدیم حسین دورمون غلام و رقاصه بود دَمِ دروازهی ساعات حسین (ای کشتهی گندمِ رِی من کجا و مجلس مِی) ۲ قلبم داره کَنده میشه آرومم کن از روی نِی (بابا بابا بابا بابا) آه الشّام غیرتالله نبند چشماتو تنهام نگران سرِ تو از این سنگام چی بگم من از محلِ یهود جای دخترات که اینجا نبود سیلی کاری کرده با صورتا که همه یا سرخن یا کبود بیتو من راهیِ بازار شدم بین نامردا گرفتار شدم وسط شلوغی و ازدحام خیلی دلتنگ علمدار شدم از زندگی سیرم کردن پای نیزَت پیرم کردن حرف از کنیزی که اومد از غصه دلگیرم کردن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد