تصویر حیدر خمسه - رفتی و روز و شبم یک سره غم بار شده

رفتی و روز و شبم یک سره غم بار شده

[ حیدر خمسه ]
رفتی و روز و شبم یک‌سره غم‌بار شده
نیستی خانه به روی سرم آوار شده
سهمِ دستان منم مثل تو دیوار شده
پسرت فاطمه تب کرده و بیمار شده
نفسم، هم‌نفست بی کس و بی یار شده

موقع غسل تنت بود، سرم درد گرفت
تا نگاهم به پَرَت خورد پَرَم درد گرفت
بیش‌تر دیدمت و بیش‌ترم درد گرفت
زیر تابوتِ تو زهرا کمرم درد گرفت
دَمِ در خیره به من تیزیِ مسمار شده

آب غسلت همه از چشمِ تَرِ حیدر بود
ورمِ بازویت از صورت تو بدترد
تازه بو بردم اگر پوشیه‌ات بر سر بود
روی پیشانیِ تو جای کلون در بود

با چنین وقت کمم کار تنت را چه کنم؟
خون جاری شده‌ی روی کفنت را چه کنم؟
ردّ سیلیِ کنار دهنت را چه کنم؟
نیمه‌شب گریه‌ی سختِ حسنت را چه کنم؟
رفته‌ای و اسدالله گرفتار شده

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حیدر خمسه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حیدر خمسه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد