نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تب کرده ای دوباره مگر درد میکشی بانوی خانهام چقدر درد میکشی خورده به در سر تو و سردرد میکشی سرپا نشو اگر که کمردرد میکشی ای نیمه جانِ خانه مرا نیمه جان نکن یک ذره کار با ترک استخوان نکن در بسترت بمان هوس پاشدن نکن قلبم شکست جامهی گلدار تن نکن باشد قبول هیچ نگاهی به من نکن با چادر سیاه علی را کفن نکن من محرمم بگو که چرا رو گرفتهای آخر چرا به دوری من خو گرفتهای از آن زمان که راه تو افتاد پشت در ای پا به ماه، ماه تو افتاد پشت در چادر نگو، پناه تو افتاد پشت در چه روزها نگاه تو افتاد پشت در یادم نرفته لشگر شیطان روانه شد و قتلگاهِ محسن ما بین خانه شد یا زهرا... یادم نرفته حمله اشرار بود و تو در شعلهها جسارت مسمار بود و تو بی رحمی بدِ در و دیوار بود و تو پهلوت آن میانه گرفتار بود و تو یا فِضه گفتی و پر و بالت شکسته شد بند دلت آن دم ز غصه پاره شد یا فاطمه یا زهرا....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد