نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

به لطف عشق، غم آه پروری داری میان سینهی عشاق، معبری داری (کتابِ داغ تو را جبرئیل شرح دهد)۲ میانِ عرش خداوند منبری داری (مولا یکی ز اهل بُکاء قدیمیات نوح است)۲ (تو نسل گریهکن از هر پیمبری داری)۲ (قسم به قبهی تو روضهخانهات حرم است)۲ تو در حسینیه رو به خودت دری داری کلیددارِ حریمت رقیه خاتون است تو در حریم خودت شاه دختری داری (فقط تویی که وهب را حبیب خود کردی)۲ فقط تویی که چنین فنِ دلبری داری (نفس نفس زدنت شمر را حریح تر کرد)۲ بلند کرد صدا را چه حنجری داری (غروب بود سرت روی نیزه بالا رفت)۲ (غروب بود سنان در خیام زنها رفت)۲ هنوز هست به یادم خبر که میپیچید میانِ خانه درِ شعلهور که میپیچید به سمت تو لگد چهل نفر که میپیچید به سوی پهلوی تو میخ در که میپیچید (تو را چه گونه ز دستش خلاص میکردم)۲ فقط به تیزی میخ التماس میکردم همین که آتش دشمن به گلشنم افتاد همین که با لگد مردها زنم افتاد نگاه من به تو در وقت بردنم افتاد (تو را زدند و طنابی به گردنم افتاد)۲ زهرا به سنگ غم محکت زد نرفته از یادم زهرا کنار من کتک زد نرفته از یادم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد