نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گوهر جان که جانِ طاهایی ای دُرّ پیمبری که دریایی ممدوحهی شخص اوّل خلقت محبوبهی ذات حیّ یکتایی هم سیّدةُ النّساء امروزی هم شافعةُ الرجال فدایی بر بیت محقّر گلین خود بر کلّ وجود حکمفرمایی از سر تا پیمبری دیگر از پا تا سر علی اعلایی ترسم که پرستشات کنم زیرا آئینهی حُسن حق تعالایی هم مادر نازنین دو مریم هم مادر یازده مسیحایی * * * * مدح تو ز همچو من کجا آید این کار خداست، از خدا آید اوصاف تو ای ملیکهی هستی وحی است که باید از سماء آید تا حق سخن ادا کند جبرئیل با کوثر و قدر و هلاَتیٰ آید این نیست عجب اگر کنیزت را چون مریم از آسمان غذا آید جایی که دوبار بر درت هر روز از بهر سلام مصطفی آید جا دارد اگر برای دربانی موسای کلیم با عصا آید * * * * هنوز هست به یادم خبر که میپیچید میان خانه در شعلهور که میپیچید به سوی تو لگد چهل نفر میپیچید به سمت پهلوی تو میخ در که میپیچید تو را چگونه ز دستش خلاص میکردم فقط به تیزی میخ التماس میکردم شراره کینه همین که به گلشنم افتاد همین که با لگد مردها زنم افتاد نگاه من به تو در وقت رفتنم افتاد تو را زدند و طنابی بر گردنم افتاد به سنگ غم محکت زد نرفته از یادم کنار من کتکت زد نرفته از یادم * * * * سادات شرمنده مغیره داره به علی میخنده یکی داره دست علی رو با طناب میبنده سادات شرمنده (خونه غوغا شد، بابا تنها شد) ٢ روز قیامت که میگن امروزه در داره روی مادرم میسوزه یا زهرا ... * * * * (سلام اَیَّتُهَا الصِدّیقَةُ الشهیده سلام مادر مظلوم بلا کشیده) ٢
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد