
رسیده کار به آخر خدا بخیر کند حسین مانده و لشکر، خدا بخیر کند بلند شو که پناهی برای خواهر ما نمانده است برادر، خدا بخیر کند رباب دلهره دارد که دیر برگردی چه می شود علی اصغر، خدا بخیر کند تو بودی و سر پا بودهام این شده حالا قدم خمیده برادر، خدا بخیر کند کسی اگر تو نباشی نمی کند رحمی به این همه زن و دختر، خدا بخیر کند رقیه، زینب، خلخال، گوشواره، حرم سُکینه، چادر و معجر، خدا بخیر کند سرت شکسته و غرق جراحت است به نی چگونه می رود این سر، خدا بخیر کند ***