نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صدا زدهام همه از خیمهها فرار کنند همان مقابل درب مظهر وفا برگشت درست پیش نگاهم رقیه غارت شد به گیسوان پریشان به خیمهها برگشت تمام کرب و بلا را دوید عمهی ما نفس نفس زد و همراه بچهها برگشت رشیده بود زمانی که رفت در گودال به چادری که لگد خورد قد تا برگشت به شهر شام که ناموس ما تماشا شد سر بریدهی سقا به نیزهها تماشا شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد