درست پیش نگاهت رقیه را زدن
حیدر خمسهپسندیدن23
بازدید4.2K
صدا زدهام همه از خیمهها فرار کنند همان مقابل درب مظهر وفا برگشت درست پیش نگاهم رقیه غارت شد به گیسوان پریشان به خیمهها برگشت تمام کرب و بلا را دوید عمهی ما نفس نفس زد و همراه بچهها برگشت رشیده بود زمانی که رفت در گودال به چادری که لگد خورد قد تا برگشت به شهر شام که ناموس ما تماشا شد سر بریدهی سقا به نیزهها تماشا شد