
بیحیا پیش پسر، زد به رخ مادر او نمیدونم خبر داری، النگومو ازم گرفتن نمیدونم خبر داری، سیلی زدن به صورت من بابایی پامو نیگا، ورم چشمامو نیگا تا رفتی خیمه رو سوزوندن، وضع موهامو نیگا هی گفتم بهش، میام میام میام موهامو نکش، میام میام میام لکنت گرفت زبونم، واست میخوام بخونم شامیا بَدن، بابا بابا بابا عمه رو زدن، بابا بابا بابا یک مرد نبود تا بگوید نامرد زن که تو میزنیش، ناموس علیاست