نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

داد از این درد که افتاده به جانم ای داد "من زمین خوردهترین مرد جهانم ای داد من جوانم تو جوان پیر شدی پیر شدم زود میافتد از این غم، ضربانم ای داد نوزده سالگیات قسمت ما حیف نشد چشم خوردیم من و تازه جوانم ای داد من که لب دوختم اما جگرم را چه کنم میشود تا دو سه خط روضه بخوانم ای داد همهی شهر به افتادنمان خندیدند همه دیدند که پاشید توانم ای داد هفت جای بدنت تا در مسجد بشکست هم سر رو زدند، هم بازو رو زدند، هم پهلو رو زدند و نمیشد به تو خود را برسانم ای داد همه گفتند علی بود و زنش را کشتند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد