نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آدمی بندگی آموخته اگر از پدرش عالَم آزادگی آموخته از فرزندش درِ توحید، دری بود که در آتش سوخت درِ تکفیر، دری بود که حیدر کَندش کارِ مولا شده بَر چهرهی او زُل بزند که مگر باز شود باز گلِ لبخندش نور با آینه وقتی که مقابل باشد ذرّه کوچکتر از آن است که حائل باشد نور زهراست و آیینه علی، ذرّه کجاست؟! که در این بین فقط عاطل و باطل باشد برترین خلقت دنیاست، عجب نیست اگر که علی نیز به زهرا متوسّل باشد رُو به قبلهست همه عمر، خدا میداند قبله باید به سمتش متمایل باشد اگر این طرز نماز است که او میخواند ترس دارم که نماز همه باطل باشد ***** (به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا یکی را از عدو، یک را ز دیوار) ... (کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد کسی در خانهاش از مَحرم خود رُو نمیگیرد)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد